میخواستم بدونم دلیل اینکه دیه زن نصف مرد هست

🔴پرسش:
میخواستم بدونم دلیل اینکه دیه زن نصف مرد هست و چرا دو شاهد زن مساوی با یک مرد هست چیه؟
حالا اگه یه زن سرپرست خانواده بود یا اینکه اون زن شاغل بود چی؟
اگه ارزش انسانیشون بالاست چرا دو شاهد زن برابر یک مرد هست؟
اینجا عقلانیت زن زیر سوال برده شده.چرا؟

🔵پاسخ:
🔹بدون تردید خداوند متعال حکیم است و اگر دستوری صادر می‌کند حتما حکمتی دارد و مصلحت و مفسده‌ای برای آن وجود دارد.
این مصالح و مفاسد ممکن است دنیوی یا اخروی، فردی یا اجتماعی و مادی یا معنوی باشند.
آیا عقل ناقص انسان می‌تواند علت، حکمت یا مصلحت و مفسده‌ی تمام احکام الهی را به طور قطع درک نماید؟ مسلما خیر.
در احکام ما باید تعبّد داشته باشیم و تسلیم امر الهی باشیم چه علت و فلسفه‌ی حکم را بدانیم و چه ندانیم.

💠 تفاوت دیه زن و مرد موجب تفاوت ارزش و جایگاه انسانی آنها نمی‌شود و از نظر مقام انسانیت و ارزشهای معنوی مساوی هستند.
منشأ اصلی حکم تفاوت دیه زن و مرد روایات است: مثلا امام صادق (علیه‌السلام) فرموند: «دیة المرأة نصف دیة الرجل؛ دیه زن نصف دیه مرد است.» (وسائل‏‌الشیعه، ج۱۹، ۱۵۱)
به نظر می‌رسد دیه تنها یک جبران خسارت مالی برای کمک به خانواده‌ی مقتول است. با کشته شدن یک مرد خانواده‌ی مقتول سرپرست و مسئول تأمین مخارج خود را از دست می‌دهند اما با کشته شدن زن چنین اتفاقی نمی‌افتد.
اگر مردی زنی را بکشد با پرداخت نصف دیه مرد می‌توانند او را اعدام کنند. اگر ارزش انسانی زن کمتر بود حتی با پرداخت نصف دیه مرد باز هم نمی‌توانستند وی را به خاطر قتل یک زن قصاص کنند.
دقت کنید که گناه کشتن یک زن با کشتن یک مرد مساوی است.

💠 اسلام هیچگاه زن را مسئول مخارج خود یا خانواده نمی‌داند. قبل از ازدواج مخارج زن با پدر و بعد از ازدواج با شوهر و در صورت ناتوانی و فقر آن‌دو با دولت اسلامی است. بنابراین اگر زنی شاغل یا سرپرست خانواده باشد مسئولیتی در قبال مخارج خود و خانواده ندارد و مقدار دیه و ارث تغییری نمی‌کند.

💠 شهادت دادن در دادگاه، یک تکلیف درباره حق الناس است و در آن باید نهایت دقت صورت گیرد. اگر کسی شاهد یک معامله یا ماجرای دیگری بوده که شهادت او در دادگاه می‌تواند قاضی را به حق برساند بر او لازم است که شهادت دهد. دقت کنید که شهادت دادن، یک تکلیف است نه یک حق.

💠 اقتضای داشتن ویژگیهای ساختاری و روحی در زن، که علم روانشناسی نیز آن را تایید می‌کند، آن است که گاه از روی احساسات سخنی بگوید و یا از گفتن سخن حقی خودداری کند. یعنی در بیان آن چیزی که دیده دچار تردید شود و از راه حق منحرف شود.
اینجاست که شارع، برای برطرف کردن این مشکل، میگوید باید زن دیگری باشد که او نیز شاهد ماجرا بوده تا او را متوجه اشتباهش سازد.

💠 ممکن است گفته شود که زنهایی هستند که عقل ورزی آنها بیشتر از بسیاری از مردان است و بالعکس، روحیۀ عاطفی برخی مردان نیز بسیار بالاست. در پاسخ باید گفت که اولاً احکام دین دربارۀ افراد خاص نیست، بلکه برای غالب افراد است؛ چنانکه در سایر قوانین عقلایی نیز همین رویه حاکم است. ضمن آنکه تشخیص افراد با روحیات خاص از افرادی که ویژگیهای عمومی را دارند، می‌تواند مشکل ساز شود.

💠 ممکن است گفته شود که این حکم، توهین به زنان است. پاسخ آن است که اتفاقاً این حکم، راحت کردن او از یک تکلیف سنگین است؛ چراکه اگر فقط خودش شاهد ماجرا بوده، تکلیفی نسبت به ادای شهادت ندارد. بعلاوه، آنکه دقیقاً متناسب با ویژگیهای ساختاری زن است. ثانیاً اگر بر اثر شهادت نادرست یک زن، حق به حق دار نرسید، مدیون است، ولی وقتی که دو نفر باشند و یکی، دیگری را کمک کند، این مشکل به وجود نمی‌آید.

💠 منظور توهین به عقل زنان نیست، بلکه کاستی تعقل است، نه کمبود قوه عقل. به این ترتیب که مرد و زن در بهره مندی از قوه عقل یکسان هستند، اما به دلیل غلبه احساسات و عواطف مادری و همسری در زن، جنبه تعقل زن در مقایسه با مرد کمتر است و احساسات قوی زنانه در بهره گیری از عقل، گاه به مثابه مانع عمل می‌کند.
البته این عیب و نقصی نیست و بلکه برای جایگاه مادری و همسری یک ضرورت و یک امتیاز است.

.....................
#مه_شکن
🆔 @mh_shkan

عاشق شدن گناه است؟

در پاسخ به توضیحاتی توجه کنید .
۱. عاشق شدن به خودی خود گناه نیست و عشق اگر همراه با عفاف و نجابت و به دور از رفتارهای نامناسب و مفسده و روابط خارج از دایره شرع و عرف باشد بی اشکال است .
۲. البته در موارد زیادی آن چه در بین جوانان عشق نامیده می شود همان تمایل به جنس مخالف و ارضای شهوت و تمایلات جنسی و داشتن ارتباط ناسالم و ناروا با جنس مخالف و شکستن هنجارهای دینی و اجتماعی شناخته شده و معروف است.
۳. عاشق شدن, به خودی خود, حرام و گناه نیست, بلکه خطرناک است و گاها زمینه ساز گناه می شود به همین جهت آنچه در این مقوله اهمیت دارد، کنترل عقلایى بر احساسات و پرهیز از مخاطراتى است که ممکن است فرد را به گرفتارى هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد.
عشق در اصطلاح به علاقه و محبت بیش از حد و افراطی گفته می‌شود. مطمئناً هنگامی که میزان علاقه ازا حد بگذرد، موجب بروز مشکلات در زندگی می‌شود که گاه قابل کنترل یا پیش‌بینی نیست. این نوع علاقه‌ها پیامد فراوانی مانند اضطراب، افسردگی و ازدواج‌های ناهمگون ایجاد می‌کند، حتى گاهی موجب جنون شدن و تا خودکشی پیش می‌رود. بنابر این منطق و عاقلانه آن است که از ابتدا کنترل شود.
این توصیه برای نوجوانان(که قدرت عشق و احساسات در آنها قوی‌تر و فعال‌تر است و از تجارب کمتری نسبت به سنین بالاتر از خود برخوردار هستند) ضروری‌تر است.
- دوست عزیز! عشق به جنس مخالف تا هنگامی که در حد احساس قلبی است و منجر به ابراز و روابط نامشروع نشده است، از نظر اسلام حرام نیست، اما با دو مشکل مواجه است:
اولاً: اشتغال قلبی: آن هم در حد عشق و علاقه مفرط، باعث سرگرمی فکر و هزینه شدن بسیاری از نیرو و سرمایه مادی و معنوی برای آن می شود که غالباً بی ثمر و حتی مخرب است. همچنین با توجه به سن شما ممکن است به صورت های مختلف مانند افت تحصیلی، پریشانی خیال و فکر و انجام گناه و از دست دادن سرمایه اصیل پاکدامنی منجر شود. بنابراین عشق و علاقه مندی شدید به یک شخص -مخصوصاً در سن و سال شما که تازه به سن بلوغ رسیده اید- فکر و ذهن انسان را به خود مشغول می کند.
دوماً: با توجه به این که چنین عشقی برخاسته از طوفان غریزه جنسی است، به طور طبیعی و غالباً، پس از اظهار عشق، روابط دیگری شکل می‌گیرد که خارج از حدود شرع و قانون و هنجارهای اجتماعی و... است. متأسفانه چنین عشق و علاقه های از مسیر معیّن، خارج می‌گردد و مراحل بعدی قابل کنترل نیست. - نکاتی که دانستن آن شما را راهنمایی می کند:
۱- بسیاری از دختران و پسرانی که برای خود دوستی انتخاب می‌کنند، به دنبال یافتن یک پایگاه روانی و اجتماعی مطمئن هستند، ولی با این کارکرد نمی‌توان استمرار دوستی‌ها را تضمین کرد. اطمینان خاطری که دختران و پسران از طریق برقراری دوستی بین خود، جستجو می‌کنند، زیاد طول نمی‌کشد و آنان پی می‌برند که این اطمینان خاطر، به قیمت از دست دادن بسیاری از اطمینان خاطرهای دیگر به دست آمده است.(۱)
این گونه ارتباط‌ها هرچند در ابتدا بسیار دل‌انگیز است، ولی در ادامه به جنگی فرسایشی مبدل می‌گردند، آری داستان عشق آغازی دل‌انگیز و پایانی بس غم‌انگیز دارد، چنان که امیر المؤمنین(ع) می فرماید: «اوّل الشهوة طرب و آخرها عطب»(۲)
۲- نکته مهم دیگری که باید در روابط دختر و پسر و تداوم عشق و عاشقی میان آنان مورد نظر قرار گیرد، این است: بر فرض این که عاشق شدن متضمن هیچ گناهی نباشد(که معمولاً چنین نیست)، از آن جایی که این گونه عشق‌ها از حالت سلامت که حاصل معرفت است، جدا گشته و به صورت مرضی(افسردگی، اضطراب، وسواس و...) درمی‌آید. از طرفی انگیزه ‌های ناهشیار جنسی نیز سهم به سزایی در تداوم این گونه علایق بی‌مبنا دارد، از نظر روانشناختی دارای پیامدهای بسیار منفی است.
۳- نگاه دختر و پسر به هم، آتش شهوت را در دل شعله ور می کند، زمینه را برای فتنه انگیزی شیطان فراهم می سازد. امیر المؤمنین(ع) می فرماید: «النَّظْرَةُ بَعْدَ النَّظْرَةِ تَزْرَعُ فِی الْقَلْبِ الشَّهْوَةَ وَ کَفَى بِهَا لِصَاحِبِهَا فِتْنَةً»(۳) نگاه بعد از نگاه(به نامحرم ) بذر شهوت را در دل کشت می کند، همین برای منحرف ساختن فرد و کشاندنش به سمت فتنه و فساد کافی است.
امام صادق«علیه السلام» مى فرماید:«من وضع حبّه فى غیر موضعه فقد تعرّض للقطیعة» ؛ بحارالانوار، ج ۷۴، ص ۱۸۳. «هر کس محبتش را در غیر جاى خویش قرار دهد [ به جاى رابطه و پیوند ]خود را در معرض جدایى قرار داده است». عشق چون آینه است که در آن، حالات و درجات استعداد هر عاشقى، نمودار مى گردد.
علامه محمد تقی جعفری می گوید: روزی جوانی چهره و رفتارش عوض شده بود هر روز رنگ پریده تر وگوشه گیرتر می­ شد.
مادرش از او پرسید: پسرم من مادرتم به من بگو چرا به این روز افتاده ای؟
گفت راستش مادر، من عاشق شده ­ام!
مادر پرسید عاشق کی شدی؟ گفت: هر کی که شما بگید !
گفت خاک بر سرت با این عاشق شدنت ! خوب بگو من زن می­خواهم چرا دیگر معنای عشق را خراب می­کنی.
با توجّه به ماجرای فوق باید گفت عشق بر دو گونه است حقیقی و مجازی.
الف) عشق هاى مجازى
در این گونه عشق ، موضوع عشق ورزی همانا صفات ظاهری و کمالات مشهود و محسوس محبوب است. یعنی کمالات ظاهری محبوب موجب جذب عاشق می­شود. عشق مجازی خود دو گونه است:
۱- عشق حیوانی که در آن عاشق تنها از روی شهوت و هوس معشوق خود را می­خواهد و به جنبه­های جنسی او نظر دارد.
۲-عشق پاک: در این عشق اگر چه نظر عاشق به ظاهر محبوب است، ولی چون ظاهر نماد باطن است و نشان از ذات الهی دارد، خود زمینه ساز عشق حقیقی می­شود و مانند پلی عاشق را به سوی عشق حقیقی رهنمون می­گردد.
ب ) عشق حقیقى و الهى
عشق حقیقى عبارت است از قرار گرفتن موجودى کمال جو در مسیر جاذبه کمال مطلق، یعنى خداوند متعال، پروردگارى که جمیل مطلق، بى نیاز، یگانه، داناى اسرار، توانا، قاهر و معشوق است که همه رو به سوى او دارند و او را مى طلبند (احیاء علوم الدین، غزالى، ج ۴، ص ۲۸۳ – ۲۷۹)
عشقی که اغلب جوانان از آن دم می­زنند، بیشتر ریشه در بلوغ جنسی و نیاز به جنس مخالف دارد و آنها بعضاً خیال می­کنند که عشق­شان معنوی است.
البتّه وجود عشق و احساس در انسان طبیعی است، اما مشکلی که وجود دارد این است که در میل و گرایش به جنس مخالف که به صورت طبیعی در هر فردی اعم از دختر و پسر وجود دارد، عقلانیت خود را لحاظ نمی­ کنند، یعنی شایسته است ابتدا در انتخاب­های خود با عقل خود محاسبه کنند و ببینند این موضوع یا فرد برای آنها مناسبت دارد یا نه؛ زیرا ازدواج رویدادی است که انسان­ها را با اعتقادات، اولویت­ها، مذهب، پول و عادات خانواده­ها که بعضاً بسیار متفاوت است رو به رو می­ سازد؛ بنابراین اگر انتخاب­ها بر مبنای معیارهای منطقی و عقلانی باشد و پس از انتخاب عقلانی، عواطف شکل گیرند، می­توان به موفقیّت چنین ازدواجی امیدوار بود اما اگر دوست داشتن از روی احساس باشد و تنها ملاک، علاقه بدون پایه عقلی و منطق باشد به احتمال زیاد شکست در کمین چنین ازدواجی خواهد بود.
بنابراین ابتدا باید شرایط و راه­های عقلانی و عرفی را طی کرد و سپس به صورت احساسی با موضوع درگیر شد. در حقیقت باید قلبشان بعد از عقلشان به صحنه بیاید تا مشکلی پیش نیاید؛ ولی در بسیاری از موارد متأسفانه اغلب جوانان به گفته خود ابتدا عاشق می­شوند و بعد( که ممکن است پس از عروسی و یا بچّه­دار شدن باشد) تازه می­خواهند ببینند آن فرد برایشان مناسب است یا نه.
با توجّه به مطالب فوق واضح است که اشکال چنین عاشق شدنی پرده کشیدن بر عقل منطقی است، حال اگر در این رهگذر فرد چه پسر و یا دختر موازین شرعی را نیز زیر پابگذارد، قطعاً دچار گناه نیز خواهد شد. در حقیقت اتصاف چنین حالاتی به گناه که شما نام عشق بر آن می­نهید از این جهت خواهد بود که به اصطلاح فرد عاشق در رفتار خود به بیراهه رفته و موازین شرع را زیر پابگذارد. - حاصل سخن اینکه:
بنابر این علاقه‌هایی از این دست اگرچه از نظر شرعی گناه نیست، اما نتایج آن به کارهای غیر شرعی منجر می‌شود و به گناه کشیده می شود. و اگر این حالت ادامه نیز داشته باشد، مطمئناً مشکلات مختلفی را برای دختر فراهم می‌آورد.
پی نوشت ها:
۱. علی اصغر احمدی، روابط دختر و پسر در ایران، ص ۱۱۸، تهران، سازمان انجمن اولیاء و مربیان.
۲. عبد الواحد بن محمد تمیمی آمدی، معجم الفاظ غرر الحکم، ص ۵۶۳، مرکز الابحاث و الدراسات الاسلامیه،۱۴۱۳ق.
۳. شیخ صدوق، من لا یحضره الفقیه-ترجمه غفارى، ج۴ ، ص۱۸، نشر صدوق .

چگونه کسی کثیر السفر محسوب می شود؟

سوال: چگونه کسی کثیر السفر محسوب می شود؟ و اگر چنین عنوانی بر کسی منطبق شد ، آیا هر جا که برود نمازش تمام است و باید روزه بگیرد یا فقط در صورتی که برای کار برود؟

جواب: عنوان کثیر السفر حکمی ندارد؛ و تمام بودنِ نماز و صحیح بودن روزه برای کسی است که یا شغلش سفر است ( مثل راننده و خلبان و ...) یا شغل و کارش در سفر است مانند کارمند یا کارگری که به خاطر شغلش به اندازه مسافت شرعی سفر می کند؛ چنین افرادی در مبدا و مقصد و بین راه نمازشان را تمام می خوانند و روزه شان هم صحیح است.استفتائات مقام معظم رهبری- www.leader.ir

تأخير پرداخت خمس تا سال آينده چه حکمى دارد؟

سوال: تأخير پرداخت خمس تا سال آينده چه حکمى دارد؟

ج: تأخير پرداخت خمس از سال خمسى به سال ديگر جايز نيست، هرچند هر وقت آن را بپردازد اداى بدهى حاصل مى‏شود. مکلف پس از رسيدن سال خمسى تا خمس مالش را نداده، نمى‏تواند در آن تصرّف کند، و اگر در آن قبل از پرداخت خمس تصرّف کند، مقدار خمس آن را ضامن است، و چنانچه با عين مال غير مخمّس کالا يا زمين و يا مانند آنها بخرد، معامله در مقدار خمس فضولى و موقوف بر اجازه ولىّ امر خمس است، که پس از اجازه ولىّ امر بايد خمس آن کالا يا زمين را به قيمت فعلى حساب نمايد و آن را بپردازد.

 استفتائات مقام معظم رهبری - www.leader.ir

آيا در دختران خارج شدن مايعي هنگام صحبت با جنس مخالف غسل احتياج دارد؟

پاسخ:

ترشحات پاک است و غسل لازم ندارد.

زن با دو چيز جنب مي شود وهرگاه جنب شود بايد غسل جنابت کند:

1.داخل شدن آلت تناسلي مرد به جلو يا عقب زن که اگر به اندازه ختنه گاه يا بيش تر داخل شود، زن و مرد هردو جنب مي شوند ،گرچه مني خارج نشود.

2-بيرون آمدن مني چه درخواب باشد يا در بيداري.

اگرزن بر اثرتحريک هاي جنسي به قدري تحريک شود که به اوج لذت وشهوت جنسي برسد و در آن حال مايعي از او خارج شود، جنب مي شود. اگر به اوج لذت نرسد ومايع خارج شود ويا به اوج لذت برسد، ولي مايعي خارج نشود ويا شک کند که مايعي خارج شد يا نه، جنب نمي شود وغسل لازم نيست.

زن اگر يقين به خارج شدن مني پيدا کند ،جنب مي شود .اگر يقين پيدا نکند ،جنب نمي شود. بنابراين مواقعي که زن بر اثر تحريک هاي شهواني مقداري لذت مي برد و در آن حال رطوبتي از او خارج مي شود ،چون به اوج شهوت نرسيده ،جنب نمي شود و رطوبت خارج شده هم پاک است و وضو وغسل را باطل نمي کند.(1)

پي نوشت:

1. آيت الله خامنه اي، استفتاآت، سوال 171؛ امام خميني، استفتاآت، ج1 ،سوال101-104؛ آيت الله بهجت، استفتا آت ،ج1، سوال 705 و812.

تفاوت مذي و وذي و مني چيست؟

پاسخ:

1- «مذی»: عبارت است از آبی که معمولا هنگام بازى كردن با همسر و یا دیدن صحنه های تحریک کنند و یا تخیل صحنه های شهوت انگیز بدون جهش و بدون پرش بیرون می آید. مقدارش خیلی کمتر از منی است «مذی» پاک است و غسل ندارد و وضو را هم باطل نمی کند.

«وذی» یعنی آبی که گاهی بعد از خارج شدن منی از انسان خارج می شود و وذی نیز اگر با منی یا ادرار آلوده نشده باشد پاک است.

اما «منی» عبارت از مایعی است که درهنگام تحریک شدید جنسی خارج می شود و نشانه های دارد:

نشانه هاي خروج مني در مرداني که مريض نيستند، دو تا است:

1- باجستن و پرش خارج مي شود.

2- همراه با لذت و شهوت (يعنى لذّت و خوش آمدن) خارج مي شود.

معنای جستن آن است که منی از داخل مجری با پرش خارج می شودو به بیرون از مجری می پرد و خارج شدن منی از مجری همراه با پرش و همراه با احساس لذت جنسی می باشد.

اگر رطوبتي از انسان خارج شود و شک کند که مني است يانه و هيچ يك از اين دو نشانه يا بعضى از اين دو نشانه را نداشته باشد، حكم منى را ندارد، غسل هم ندارد و لباس و بدن را هم نجس نمي کند و وضو را هم باطل نمي کند.

2- اگر یقین دارید که در گذشته جنب نبوده اید و با خارج شدن مذی غسل جنابت می کردید و با آن غسل بدون وضو نماز می خواندید، نمازهایی که خوانده اید باطل است و به مقداری که یقین دارید با این نوع غسل بدون وضو نماز خوانده اید همان مقدار نماز را قضا کنید.

ولی اگر یقین ندارید که بدون جنابت، غسل کرده اید نماز هایی که خوانده اید صحیح است.

انسان با دو چیز جنب می شود و اگر جنب شود باید غسل جنابت کند : اوّل جماع (آميزش جنسى) دوم بيرون آمدن منى، چه در خواب باشد يا بيدارى، كم باشد يا زياد، با شهوت باشد يا بى‌شهوت.

اگر انسان جماع كند و به اندازۀ ختنه‌گاه يا بيشتر داخل شود، مرد و زن هر دو جُنُب مى‌شوند، خواه بالغ باشند يا نابالغ، منى بيرون آيد يا نه. اين در صورتى است كه جماع در قُبُل (جلوی )باشد و اگر در دُبُر(عقب) باشد بنابر احتياط واجب بايد جمع كند بين غسل و وضو.(1)

پی نوشت:

1. آیت الله مکارم، توضیح المسائل، مسأله 79 و 361و364.

گرفتن عکس مرد از زن نامحرم

سوال: عکس گرفتن مرد از زن نامحرم چه حکمی دارد؟

جواب؛ نظر مراجع تقلید در این مورد به دو دسته تقسیم می شود:

1- آیت الله خمینی، خامنه ای و مکارم شیرازی می فرمایند: عكس برداشتن مرد از زن نامحرم حرام نیست، ولى اگر براى عكس برداشتن مجبور شود كه حرام دیگرى انجام دهد مثلا دست به بدن او بزند یا نظرش به صورت زینت‏ شده او یا به سایر بدن او بیافتد، نباید عكس او را بردارد.[1]

2- آیت الله صافی گلپایگانی، نوری همدانی و تبریزی در این مورد می فرمایند: مـرد نباید عكس زن نامحرم را بیندازد,.[2]


پی نوشتها:

1- رساله آیت الله خمینی، مساله 2439. رساله آیت الله مکارم، مسأله 2086.

2- رساله آیت الله صافی گلپایگانی، مـسـالـه 2448. رساله آیت الله نوری همدانی مـسـالـه 2448. رساله آیت الله تبریزی، مساله 2448.

آب نیست ؟ نماز نخوان !!+سند

جناب عمر بن خطاب هنگام بی آبی نماز نمیخواند،به تعدادی از اسناد توجه کنید:

فقال عمر ، أما أنا فلم أکن أصلى حتى أجد الماء(١)

فقال عمر ، أما أنا فإذا لم أجد الماء لم أکن لأصلی حتى أجد الماء(2)

فقال عمر أما أنا فلم أکن أصلی حتى أجد الماء(٣)

قال عمر : أما أنا فلم أکن لأصلی حتى أجد الماء(4)

فقال عمر أما أنا فإذا لم أجد الماء لم أکن لأصلی حتى أجد الماء(5)

فقال عمر أما أنا فلم أکن أصلی حتى أجد الماء(6)

ما صلیت حتى أجد الماء(7)

قال عمر أما أنا فلم أکن أصلی حتى أجد الماء(8)

قال عمر : أما أنا فلم أکن لأصلی حتى أجد الماء(9)

فقال عمر : أما أنا فلو لم أجد الماء لم أکن لأصلی حتى أجد الماء(10)

طبق تصریح جناب عمر بن خطاب و علمای اهل سنت خلیفه ثانی هنگام بی آبی نماز نمیخواند.

سئوال این است چطور عمر بن خطاب خبر نداشته است که تیمم هم شارع قرار داده است؟

چند تا نماز را نخوانده ؟ چند نفر به فتوای ایشان مقابل قرآن ایستاده و نماز را ترک کرده؟

ایا میتوان گفت خلیفه اجتهاد کرده و تیمم را از شرع حذف کرده؟ آیا میتوانیم در حال حاضر هم بعلت نبودن آب نماز را ترک کنیم؟ حکم قران در باره تیمم را ایشان نقض کرده؟خدا و پیامبر فراموش کرده اند ایه ای برای نقص تیمم بفرستد و اعلام کنند(نعوذو بالله) شاید هم بعد قطع وحی این هم جزو موافقات عمر محسوب شده است؟

پی نوشت:

(١)سنن أبی داود - ابن الأشعث السجستانی - ج 1 - ص 81

(2)سنن النسائی - النسائی - ج 1 - ص 168

(3)عمدة القاری - العینی - ج 4 - ص 19

(۴)المصنف - عبد الرزاق الصنعانی - ج 1 - ص 238 - 239

(5)السنن الکبرى - النسائی - ج 1 - ص 133

(6)مسند أبی یعلى - أبو یعلى الموصلی - ج 3 - ص 181

(7)المعجم الکبیر - الطبرانی - ج 9 - ص 314

(8)التمهید - ابن عبد البر - ج 19 - ص 273

(9)کنز العمال - المتقی الهندی - ج 9 - ص 588

(10)جامع البیان - إبن جریر الطبری - ج 5 – ص159

اختلاف نظر بين شيعیان و اهل تسنّن را در مورد آيه وضو

شبهه :

اختلاف نظر بين شيعیان و اهل تسنّن را در مورد آيه وضوء (إلي المرافق (من المرافق)) در قرآن کريم چیست؟ مفصلاً شرح دهيد.

پاسخ :

نقد و بررسی:

یکی از موارد اختلاف میان شیعیان و اهل سنت، در مسائل فقهی، مسأله شیوه وضو ساختن است. اهل سنت براساس ظاهر اولی آیه وضو[1]، معتقدند که در مرحله شستن دست‌ها می‌توان از سر انگشتان آغاز کرد و به آرنج (مرافق) خاتمه داد. هم‌چنانکه در مرحله مسح پا، با این استدلال که کلمه ارجلکم منصوب و عطف به فاغسلوا است، قائل به وجوب شستن تمام پا تا برآمدگی قوزک پا هستند. بر خلاف اهل سنت، شیعیان معتقدند که باید صورت را از قسمت بالا، از رستن‌گاه مو تا زیر چانه، دست‌ها را از بالای آرنج تا سر انگشتان بشوییم و روی سر و روی پا را هم مسح کنیم. هر کدام از دو گروه بر اثبات نظر خود از ظاهر قرآن و روایات شاهد آورده‌اند.

نگر شیعیان در باب کیفیت وضو

فقیهان شیعه بر اساس شواهدی که در خود آیه کریمه وجود دارد و نیز با تمسک به روایات پرشمار اهل‌بیت علیهم السلام و شیوه رفتاری آنان، به روش خاصی برای وضو ساختن قائلند که توضیح اجمالی آن گذشت. برای توضیح استدلال فقهای شیعه توجه به چند نکته لازم است:

1. در کتاب‌های لغت و نحو براي "إلي" معاني مختلفي ذکر شده است. ابن هشام، در کتاب مغني اللبيب، براي "إلي" هشت معني برشمرده است[2]. اين معاني عبارتند از: 1. انتهاي غايتِ "زمانيّه" يا "مکانيّه" 2. معيّت (به معناي مع) 3. تبيين و اظهار فاعليت مجرور براي فعل يا شبه فعل مقدم 4. به معناي "لام" 5. ظرفيت به معناي "في" 6. ابتدا، که مترادف با معناي "مِن" است 7. به معناي "عند" 8. به معناي تأکيد. در کتاب‌های ديگر نحوی نيز براي "إلي" معاني گوناگوني آمده است[3]. بنابر این تمسک به معنای اولی و معهود الی، برای اثبات این نکته که می‌توان از انگشتان شروع و به آرنج پایان داد، موجه نیست؛ زیرا الی دارای معانی گوناگونی است که بسته به قرائن موجود درکلام و قرائن خارج از آن، باید مناسب‌ترین معنا را در نظر گرفت.

2. در آيه‌ي شريفه، کلمه‌ي "أيديکم" آمده است. از نظر لغوي، "يد" (دست) شامل کتف، بازو، آرنج، ساعد، مچ، کف دست و انگشتان مي‌شود و از آنجا که در وضو، شستن همه‌ي اين قسمت‌ها لازم نیست، خداوند تبارک و تعالي با عبارت "إلي المرافق" شستن دست را محدود به قسمتي مشخص، که شامل انگشتان تا آرنج مي‌شود، نموده است تا کسي گمان نبرد که طبق آيه‌ي شريفه که مي‌فرمايد "دست‌هايتان را بشوييد"، ملزم باشیم کتف را نيز بشويیم. همين موضوع را فقها و دانشمندان بزرگ شيعه، اين گونه توضيح داده‌اند که: کلمه "إلي" در آيه‌ي شريفه، بيان کننده حدّ و غايت "مغسول" است نه کيفيت "غَسل"؛ پس در اين آيه، شارع مقدس بنا داشته است تا محدوده‌ي مشخصي از دست که از انگشتان تا آرنج است را براي شستن، تعيين کند نه اینکه کيفيت شستن را که مثلاً از پايين به بالا يا از بالا به پايين باشد بيان دارد[4].

همان گونه که از مطالب پيش گفته واضح گرديد، از خود آيه نمي‌توان وجوب شستن دست‌ها از بالا به پايين يا حتي عکس اين حالت را استفاده نمود؛ فقهاي عظيم الشأن شيعه با توجه به رواياتي که نقل کننده سنّت پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه معصومين ـ عليهم السّلام ـ بوده و بيان کننده‌ي لزوم شستن دست‌ها از بالا به پايين هستند، وجوب انجام وضوء، به شیوه متداول در میان شیعیان را به دست آورده‌اند. در اين زمينه، روايات فراواني در کتب روایي وجود دارد5 که عموماً، هم وجوب شستنِ از بالا به پايينِ صورت و هم شستنِ از بالا به پايينِ دست‌ها و هم لزوم مسح پا و سر را بيان مي‌کنند.

3. علاوه بر روايات و سنّت معصومين ـ عليهم السّلام ـ، روش متداول میان همه انسان‌ها در هنگام شستشوی صورت و دست‌ها، شاهد خوبی بر درستی نظر شیعیان است. انسان‌ها عادتاً هنگامي که به طور طبيعي، تصميم مي‌گيرند بدن يا صورت يا دست‌هاشان و يا هر چيز ديگري را بشويند، از بالا به پايين، به شستن اقدام مي‌کنند و معمولاً کسي آب را از پايين به بالا نمي ريزد. علاوه بر ادله فوق، تسالم و اجماع قطعيِ اماميّه بر وجوب شستن دست ها از بالا به پايين، خود دلیل موجهی بر این معناست[5].

نگر اهل‌سنت در باب کیفیت وضو

پيروان مذاهب چهارگانه اهل سنت (حنفي، مالکي، شافعي، و حنبلي) معتقدند "شستن دست‌ها واجب است چه از بالا به پايين و چه از پايين به بالا، اگرچه شستن از پايين (از انگشتان) به بالا (به سوي آرنج‌ها) بهتر است[6]." فقهای اهل سنت، صرفا بر اساس ظهور ابتدایی آیه، می‌گویند: چون الی برای انتهای غایت است، بنابر این شستن دست‌ها از سر انگشتان به طرف آرنج صحیح است. در مرحله مسح پا هم، چنانکه گفته شد، قائل به مسح نیستند، بلکه شستن تمام پا را لازم می‌دانند. تفصیل مسائل مربوط به این مسأله را باید رد کتاب‌های مفصل فقهی، خصوصا کتاب‌هایی که ناظر به نظرات همه فرقه‌های مسلمان نگاشته شده است، جستجو کنید[7].

--------------------------------------------------------------------------------

[1] . مائده/6

[2] . جمال الدين بن هشام الانصاري، مغني اللبيب عن کتب الاعاريب، (انتشارات ايران به خط عبدالرحيم)، ص 39.

[3] . براي نمونه مراجعه کنيد به: الف، حبيش تفليسي، وجوه قرآن، به کوشش دکتر مهدي محقّق، (تهران، انتشارات حکمت، چاپ دوم، 1396 هجري)، ص 26، ب، عبدالغني الدقر، معجم النحو، به اشراف احمد عبيد، (دمشق، مطبعة محمد هاشم الکتبي، چاپ اول، 1975 م)، ص 55.

[4] . ميرزا علي تبريزي غروي، التنقيح في شرح العروة الوثقي تقريراً لبحث آيت الله العظمي السيد ابوالقاسم الموسوي الخوئي، (قم، دارالهادي، للمطبوعات، الطبعة الثالثه، ذيحجه 1410 هجري)، جزء رابع، ص 96.

[5] . براي نمونه نگاه کنيد به: شيخ محمد بن الحسن الحر العاملي، وسائل الشيعه إلي تحصيل مسائل الشريعه، (تهران، مکتبة الاسلاميهّ، الطبعة الثانيهّ، 1383 هجري) ج1، ص 271، باب 15 از ابواب الوضوء.

[6] . براي مطالعه مي توانيد به کتب فقهي اهل تسنّن و يا کتابي مانند: الفقه علي المذاهب الخمسة: الجعفري، الحنفي، المالکي، الشافعي، الحنبلي، نوشته محمد جواد مغنيه (دارالعلم للملايين، بيروت، چاپ پنجم، 1977 م)ص 36 مراجعه نماييد.

[7] . در این زمینه می‌توان به کتاب‌هایی نظیر خلاف شیخ طوسی و الفقه علی المذاب الخمس، تألیف محمدجواد مغنیه مراجعه کرد.

منبع: http://www.andisheqom.com/Files/shobahat.php?level=4&urlId=19&id=119

آیا قمه‌زنی در خفا یا تنهایی نیز اشکال دارد و حرام است؟

آیا قمه‌زنی در خفا یا تنهایی نیز اشکال دارد و حرام است؟ برخی عادت دارند و گمان می‌کنند که اگر قمه نزنند، به تکلیف و ابراز خود عمل نکرده‌اند؟!

در کجای شرع مقدس، قمه زدن از مناسک یا احکام و تکالیف شیعیان بیان شده است؟ قمه‌زنی در کدام آیه، روایت، سیره و سنّت اهل بیت علیهم‌السلام و یا فتاوای علما و فقها، حتی یک عمل استحبابی شمرده است؟

دقت شود که واقعه‌ی عاشورا و زنده و نگه‌داشتن یاد آن که سبب پویایی راه آن می‌شود، همیشه مورد توجه و غضب دشمنان اسلام بوده است، لذا در طور تاریخ از هیچ ترفندی برای تحریف و تشکیک در واقعیت‌ها از یک سو و تغییر نوع نگاه و رفتار عاشقان از سوی دیگر، فروگذار نکرده‌اند.

متأسفانه همان‌گونه که خرافاتی وارد دین مردم شده و اقوال غلطی در گفته‌ها و به ویژه ذکر مصیبت‌ها بیان می‌گردد، رفتارهای غلطی نیز توسط دشمنان القا شده و ترویج می‌گردد، که از جمله آنها قمه‌زنی است که مقام معظم رهبری از آن به «بیّن الغی» یعنی گمراهی آشکار تعبیر می‌نمایند. و تأسف‌آورتر آن که سعی دارند به اذهان عمومی اینگونه القا نمایند که در تداوم و انجام آن چه که خرافه و حرام اعلام می‌شود، لابد فضیلیتی هست!

از این رو قمه‌زنی که در گذشته فقط مخصوص عوام و برخی از قبائل بود، امروزه در میان برخی از جوانان و حتی مدعیان مذهب و شعور رایج شده و به آن اصرار نیز می‌ورزند و حتی شنیده می‌شود که برخی به کربلا می‌روند تا آنجا قمه بزنند! بدیهی است این دیگر خرافه، هوای نفس است و نه عشق به امام حسین (ع)،‌ منتهی می‌خواهند با نام مقدس ایشان، رفتارهای خرافی، وهن انگیز و مضر برای اسلام را توجیه و تطهیر کرده و بدینوسیله خودشان را مطرح کنند. بدیهی است اگر عقل و ایمان درستی داشته باشند، باید سلاح‌شان را علیه دشمنان اسلام و جنایاتشان علیه مسلمین به کار برند، چرا به سر خود می‌زنند؟!

قمه زنی از نمودهای بارز القائات دشمنان اسلام و تشیع است. به قول مقام معظم رهبری در زمان شوروی کمونیست در آذربایجان هر رفتار و نماد دینی را تحریم کرده بودند به جز قمه‌زنی. چرا که سبب وهن اسلام می‌شد. چقدر تأسف‌بار است که اگر نام شیعه را از غنی‌ترین فرهنگ اعتقادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی است، در موتورهای جستجو درج  کلیک کنیم، ابتدا عکس یک عده‌ای نشان داده می‌شود که مانند اقوام وحشی در قدیم، به سر خودشان و حتی نوزادان‌شان قمه می‌زنند!

قمه زنی جدیداً حرام نشده است، بلکه از ابتدا عملی غیر عقلی و غیر شرعی و مضر به جسم و جان و فرهنگ و اسلام بوده است، بلکه جدیداً حرمت آن به صورت رسمی بیان گردیده است و اگر علمای سلف مطلبی در تحریم قمه‌زنی بیان نکرده باشند،‌ دلیلش این است که نه خودشان در آن شرایط بودند و نه جامعه‌ی اسلامی شرایطش را داشت و نه حکومت اسلامی قدرتمندی بر سر کار بود. هر چند که آنان نیز در قالب کلیات بیان داشته‌اند که هر کاری موجب ضرر جدی به بدن و بدتر از آن وهن اسلام و دین‌زدایی دیگران گردد، حرام است.

ذیلاً بیانات مقام معظم رهبری، حضرت امام خامنه‌ای به همراه دو استفتاء از ایشان ایفاد می‌گردد که برای درک هر مؤمن عاقلی کفایت است.

(17/03/1373): ... بنده خيلى متأسفم كه بگويم در اين سه، چهار سال اخير، برخى كارها در ارتباط با مراسم عزادارى ماه محرّم ديده شده است كه دست‌هايى به غلط، آن را در جامعه ما ترويج كرده‌اند. كارهايى را باب مى‌كنند و رواج مى‌دهند كه هر كس ناظرِ آن باشد، برايش سؤال به‌وجود مى‌آيد. به‌عنوال مثال، در قديم‌الايام بين طبقه عوام‌النّاس معمول بود كه در روزهاى عزادارى، به بدن خودشان قفل مى‌زدند! البته، پس از مدتى، بزرگان و علما آن را منع كردند و اين رسمِ غلط برافتاد. اما باز مجدّداً شروع به ترويج اين رسم كرده‌اند و شنيدم كه بعضى افراد، در گوشه و كنار اين كشور، به بدن خودشان قفل مى‌زنند! اين چه كارِ غلطى است كه بعضى افراد انجام مى‌دهند!؟

قمه‌زدن نيز همين‌طور است. قمه‌زدن هم از كارهاى خلاف است. مى‌دانم عدّه‌اى خواهند گفت: «حق اين بود كه فلانى اسم قمه را نمى‌آورد.» خواهند گفت: «شما به قمه‌زدن چه‌كار داشتيد؟ عدّه‌اى مى‌زنند؛ بگذاريد بزنند!» نه؛ نمى‌شود در مقابل اين كارِ غلط سكوت كرد. اگر به‌گونه‌اى كه طىّ چهار، پنج سال اخيرِ بعد از جنگ، قمه‌زدن را ترويج كردند و هنوز هم مى‌كنند، در زمان حيات مبارك امام رضوان‌اللَّه‌عليه ترويج مى‌كردند، قطعاً ايشان در مقابل اين قضيه مى‌ايستادند. كارِ غلطى است كه عدّه‌اى قمه به‌دست بگيرند و به سر خودشان بزنند و خون بريزند. اين كار را مى‌كنند كه چه بشود؟! كجاى اين حركت، عزادارى است؟! البته، دست بر سر زدن، به نوعى نشانه عزادارى است. شما بارها ديده‌ايد، كسانى كه مصيبتى برايشان پيش مى‌آيد، برسروسينه خود مى‌كوبند. اين نشانه عزادارىِ معمولى است. اما شما تا به حال كجا ديده‌ايد كه فردى به خاطر رويكرد مصيبتِ عزيزترين عزيزانش، با شمشير برمغز خود بكوبد و از سرِ خود خون جارى كند؟! كجاى اين كار، عزادارى است؟! قمه‌زدن، سنّتى جعلى است. از امورى است كه مربوط به دين نيست و بلاشك، خدا هم از انجام آن راضى نيست. علماى سلف دستشان بسته بود و نمى‌توانستند بگويند «اين كار، غلط و خلاف است.» امروز روز حاكميت اسلام و روز جلوه اسلام است. نبايد كارى كنيم كه آحاد جامعه اسلامىِ برتر، يعنى جامعه محبِ‌ اهل‌بيت عليهم‌السّلام كه به نام مقدس ولىِّ عصر ارواحنافداه، به نام حسين‌بن‌على عليه‌السّلام و به نام اميرالمؤمنين عليه‌الصّلاةوالسّلام، مفتخرند، در نظر مسلمانان و غيرمسلمانان عالم، به‌عنوان يك گروه آدمهاى خرافىِ بى‌منطق معرفى شوند. من حقيقتاً هر چه فكر كردم، ديدم نمى‌توانم اين مطلب - قمه‌زدن - را كه قطعاً يك خلاف و يك بدعت است، به اطّلاع مردم عزيزمان نرسانم. اين كار را نكنند. بنده راضى نيستم. اگر كسى تظاهر به اين معنا كند كه بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضى‌ام. اين را من جدّاً عرض مى‌كنم. يك وقت بود در گوشه و كنار، چند نفر دوْرِ هم جمع مى‌شدند و دور از انظار عمومى مبادرت به قمه‌زنى مى‌كردند و كارشان، تظاهر - به اين معنا كه امروز هست - نبود. كسى هم به خوب و بدِ عملشان كار نداشت؛ چرا كه در دايره محدودى انجام مى‌شد. اما يك وقت بناست كه چند هزار نفر، ناگهان در خيابانى از خيابانهاى تهران يا قم يا شهرهاى آذربايجان و يا شهرهاى خراسان ظاهر شوند و با قمه و شمشير برسر خودشان ضربه وارد كنند. اين كار، قطعاً خلاف است. امام حسين عليه‌السّلام، به اين معنا راضى نيست. من نمى‌دانم كدام سليقه‌هايى و از كجا اين بدعتهاى عجيب و خلاف را وارد جوامع اسلامى و جامعه انقلابى ما مى‌كنند؟!

(1/1/1376): ... من در دو، سه سال قبل از اين، راجع به قمه‌زدن مطلبى را گفتم و مردم عزيز ما، آن مطلب را با همه وجود پذيرفتند و عمل كردند. اخيراً مطلبى را كسى به من گفت كه خيلى برايم جالب و عجيب بود. براى شما هم آن مطلب را نقل مى‌كنم. كسى كه با مسائل كشور شوروى سابق و اين بخشى كه شيعه‌نشين است - جمهورى آذربايجان - آشنا بود، مى‌گفت: آن زمان كه كمونيستها بر منطقه آذربايجان شوروى سابق مسلّط شدند، همه آثار اسلامى را از آن‌جا محو كردند. مثلاً مساجد را به انبار تبديل كردند، سالنهاى دينى و حسينيه‌ها را به چيزهاى ديگرى تبديل كردند و هيچ نشانه‌اى از اسلام و دين و تشيّع باقى نگذاشتند. فقط يك چيز را اجازه دادند و آن، قمه زدن بود! دستورالعمل رؤساى كمونيستى به زيردستان خودشان اين بود كه مسلمانان حق ندارند نماز بخوانند، نماز جماعت برگزار كنند، قرآن بخوانند، عزادارى كنند، هيچ كار دينى نبايد بكنند؛ اما اجازه دارند قمه بزنند! چرا؟ چون قمه زدن، براى آنها يك وسيله تبليغ بر ضدّ دين و بر ضدّ تشيع بود. بنابراين، گاهى دشمن از بعضى چيزها، اين گونه عليه دين استفاده مى‌كند. هرجا خرافات به ميان آيد، دين خالص بدنام خواهد شد.

مبلّغان دينى، علماى دينى، متفكّران دينى، عشّاق گسترش اسلام، علاقه‌مندان به اسلام و اهل‌بيت عليهم‌السّلام بايد توجّه كنند كه اسلام و قرآن، با استدلال و منطق همراه است. مكتب اهل بيت، با منطق و استدلال همراه است. اگر استدلال را از آن جدا كردند و به جاى استدلال، خداى نكرده چيزى را وارد كردند كه از منطق دور است و جنبه خرافى دارد، اين درست ضدّ استدلال عمل خواهد كرد. پس، يك ابزار اسلام براى گسترش و غلبه بر همه اديان و جماعات و ملل و كشورها، عبارت از منطق است و ديگرى، عبارت از عدالت اجتماعى است.

(19/10/1386): ... البته گويندگان، وعاظ، مداحان، سرايندگان، همه بايد توجه داشته باشند كه اين يك حقيقت عزيز است؛ با آن نبايست بازى كرد؛ حقايق ماجراى عاشورا را بازيچه نبايد قرار داد. هر كسى يك چيزى به آن اضافه بكند، خرافه‌اى را به آن وصل بكند، كارهاى غير معقول را به نام عزادارى انجام بدهد، اينها نبايد باشد؛ اينها طرفدارى از امام حسين نيست. يك وقتى ما راجع به مسئله‌ى تظاهرات قمه، مطلبى را گفتيم، يك عده‌اى گوشه كنار صداشان بلند شد كه آقا ! اين عزادارى امام حسين است؛ مخالفت نشود با عزادارى امام حسين! اين، مخالفت با عزادارى نيست؛ مخالفت با ضايع كردن عزادارى است. عزادارى امام حسين را نبايد ضايع كرد. منبر حسينى، مجلس حسينى، محل بيان حقايق دينى، يعنى حقايق حسينى است. شعر در اين جهت، حركت در اين جهت، نوحه و مديحه در اين جهت بايد باشد.

(22/09/1388): ... بنابراين، اين عزادارى‌هائى كه انجام ميگيرد، اين گريه و زارى‌اى كه ميشود، اين تشريح حوادث عاشورا كه ميشود، اينها چيزهاى لازمى است. يك عده از موضع روشنفكرى نيايند بگويند آقا، اينها ديگر لازم نيست. نه، اينها لازم است؛ اينها تا آخر لازم است؛ همين كارهائى كه مردم ميكنند. البته يك شكل‌هاى بدى وجود دارد كه گفته‌ايم؛ مثل قمه زدن كه گفتيم اين ممنوع است، نبايد اين كار انجام بگيرد؛ اين، مايه‌ى دراز شدن زبان دشمنان عليه دوستان اهل‌بيت است. اما همين عزادارى متعارفى كه مردم ميكنند؛ دسته‌جات سينه‌زنى راه مى‌اندازند، عَلَم بلند ميكنند، اظهار محبت ميكنند، شعار مينويسند، ميخوانند، گريه ميكنند؛ اينها ارتباط عاطفى را روزبه‌روز بيشتر ميكند؛ اينها خيلى چيزهاى خوبى است. اين، اهميت تبليغ.

(22/09/1388): ... انجام عزاداری به شكل متعارف آن و حركت بصورت دستجات سینه زنی و ذكر مصیبت موجب بیشتر شدن ارتباطات عاطفی مردم خواهد شد اما باید از برخی اشكال عزاداری، همچون قمه زنی كه بد و ناصحیح است و قبلاً هم بر ترك آن تأكید شده پرهیز شود.

استفتائات از مقام معظم رهبری:

س - در روز عاشورا مراسمى مانند قمه زنى و پابرهنه وارد آتش و ذغال روشن شدن برگزار مى‏شود که علاوه بر اينکه باعث بدنام شدن مذهب شيعه اثنى عشرى در انظار علما و پيروان مذاهب اسلامى و مردم جهان مى‏شود، ضررهاى جسمى و روحى هم به اين اشخاص وارد مى‏کند و همچنين موجب توهين به مذهب مى‏گردد، نظر شريف حضرتعالى در اين‌باره چيست؟

ج: هر کارى که براى انسان ضرر داشته و يا باعث وهن دين و مذهب گردد حرام است و مؤمنين بايد از آن اجتناب کنند و مخفى نيست که بيشتر اين امور باعث بدنامى و وهن مذهب اهل بيت(عليهم‌السلام) مى‏شود و اين از بزرگترين ضررها و خسارت‌هاست.

س - آيا قمه زدن به‌طور مخفى حلال است يا اينکه فتواى شريف حضرت عالى عموميت دارد؟

ج: قمه زنى علاوه بر اينکه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه(عليهم‌السلام) و زمانهاى بعد از آن ندارد و تأييدى هم به شکل خاص يا عام از معصوم (عليه‌السلام) در مورد آن نرسيده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنا بر اين در هيچ حالتى جايز نيست.

فتاوایی از مراجع معظم:

حضرت آیت الله العظمی امام خمینی (ره): در وضع کنونی قمه نزنند.

آیت الله‌العظمی امام خامنه‌ای(دام ظلّه) در مورد قمه زنی علنی یا حتی مخفی: قمه زنى علاوه بر این كه از نظر عرفى از مظاهر حزن و اندوه محسوب نمى‏شود و سابقه‏اى در عصر ائمه «علیهم السلام» و زمان‌هاى بعد از آن ندارد و تأییدى هم به شكل خاص یا عام از معصوم «علیه السلام» در مورد آن نرسیده است، در زمان حاضر موجب وهن و بدنام شدن مذهب مى‏شود بنابر این در هیچ حالتى جایز نیست. (رساله اجوبه، سوال 1461)

مرحوم حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره): ازهرعملی كه باعث وهن به تشیع می شود باید پرهیز نمود.

مرحوم آیت الله العظمی فاضل لنکرانی(ره)‌: توجه به گرایشی كه نسبت به اسلام و تشیع بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، در اكثر نقاط جهان پیدا شده است و ایران اسلامی به عنوان ام القرای جهان اسلام، شناخته می‌شود و اعمال و رفتار ملت ایران به عنوان الگو و بیانگر اسلام، مطرح است،‌ لازم است در رابطه با مسائل سوگواری و عزاداری سالار شهیدان، حضرت امام حسین ـ علیه السلام ـ به گونه‌ای عمل ‌شود، كه موجب گرایش بیشتر و علاقه‌مندی شدیدتر به آن حضرت و هدف مقدس وی گردد. پیداست در این شرایط، مسئله قمه زدن نه تنها چنین نقشی ندارد، بلكه به علت عدم قابلیت پذیرش، و نداشتن هیچ گونه توجیه قابل فهم مخالفین، نتیجه سوء بر آن مترتب خواهد شد. لذا لازم است، شیعیان علاقه‌مند به مكتب امام حسین ـ علیه‌السلام ـ از آن خود‌داری نمایند؛ و چنان چه در این مورد، نذری وجود داشته باشد؛ نذر واجد شرایط صحت و انعقاد نیست.

آیت الله العظمی سیستانی: باید از کارهایی که عزاداری را خدشه‌دار می‌کند اجتناب شود‌.

آیت الله العظمی مکارم شیرازی: قمه زنی قطعاً حرام است و باید از انجام اعمالی که موجب وهن مذهب و یا آسیب به بدن می‌شود اجتناب کرد‌.

حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی: برای حفظ شعائر حسینی، باید از ورود بدعت‌ها و كارهای خلاف به نام عزاداری، جلوگیری كرد (دقت شود که ایشان نه تنها جایز نمی‌دانند، بلکه می‌فرمایند باید جلوگیری کرد) و نیز می‌فرمایند: «موضوع، حكم وجوب حفظ شعائر حسینی(ع) است. این كارهای خلاف، بدعت است»

آیت الله العظمی نوری همدانی: قمه زدن اشکال دارد. - عزاداران محترم و متعهد به جای این که قمه را بر فرق خود بکوبند در فکر آن باشند قمه را بر سر دشمنان اسلام که اراضی آنان را اشغال و در فکر تضعیف آنان می‌باشند و منابع آنان را غارت و بالاخره هر روزی با ترفند جدیدی حیات اسلامی آنها را به مخاطره می اندازند بکوبند . خداوند توفیق بیشتر برای پیمودن این راه به همه ی مسلمانان عنایت بفرماید.

آیت الله العظمی جوادی آملی: چیزی که مایه وهن اسلام و پایه هتک حرمت عزاداری است جایز نیست، انتظار می رود از قمه زنی و مانند آن پرهیز شود.

آیة الله العظمی سید كاظم حائری: خرافاتی مانند قمه‏زنی، موجب بدنامی اسلام و تشیع است.

حال با این فتاوا، اگر کسی گمان نمود که چون غالب فقهای اسلام، قمه‌زنی را حرام کرده‌اند، اگر او انجام دهد، لابد به امام حسین علیه‌السلام مقرب‌تر می‌گردد و یا بیشتر مورد لطف و عنایت او قرار می‌گیرد(؟!)، به عقل، دانش، بینش، بصیرت و تقوای او بر می‌گردد و جایی برای بحث باقی نمی‌نماند.

منبع : www.x-shobhe.com